سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

298

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

چگونه توان تصور نمود كه پيغمبرى كه براى هدايت خلق مبعوث گرديده تجويز نمايد چنين عمل ركيك را و اگر قبول كنيم كه اصحاب رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم قبل از نهى صريح شرب خمر مينمودند از عادت جاهليت بوده كه قوانين پيمبران پيش متروك شده بود و مردم بعضى كه بديانت حضرت مسيح يا حضرت موسى نبودند بت‌پرست بودند و آنهايى كه بديانت مسيح يا موسى بودند به احكام و دستورات آنها عمل نميكردند و اينكه بعضى از عيسويان يا موسويان نسبت شرب خمر به پيمبران ميدهند مسلما خلاف و غير واقع و دروغ است ممكن نيست پيمبرى كه براى هدايت خلق مبعوث شده كارى كند كه عقلش زائل گردد تا اينكه در حين زوال عقل نسبت ناروا به خداوند بدهد يا چنين عمل نكوهيده‌اى را كه بجان و روح و عرض و ناموس انسان ضرر مىرساند تجويز نمايد هرگز ممكن نيست . و اجماعى است كه ( كلّ مسكر حرام ) هر چيزى كه سكرآور باشد حرام است حتى اگر اندكى نيز از مسكرات خورده شود آن را نيز حرام دانسته‌اند و چيز بخصوصى مدخليت در حرمت ندارد از آنچه گرفته شود خواه انگور باشد خواه مويز و خرما و جو هر چه باشد وقتى مستى آورد خوردن آن حرام است زيرا كه روايت در اين خصوص بسيار رسيده كه هر چه بسيارش مستى آورد اندكش نيز حرام است ، بروايت ابو الفتوح رازى رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرموده هر مشروبى كه مستى آورد خواه از انگور و خرما باشد خواه از مويز و جو و گندم و ارزن و عسل گرفته شده باشد اگر مستىآور باشد خوردن آن حرام است . و نيز اخبار در نهى از شرف خمر و عذاب و عقاب و مفاسدى كه بر آن مترتب ميگردد بقدرى زياد است كه در شمار نمىآيد و در كافى ابى بصير از معصوم چنين روايت مىكند كه فرموده « خداوند قرار داد از براى گناهان خانه‌اى و از براى خانه درى و براى در قفلى و براى قفل آن قفل كليدى و كليد تمام معاصى خمر است و نيز در كافى از ابى عبد اللَّه عليه السلام است كه فرمود قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم « ان الخمر رأس كل اثم » خمر سر تمام گناهان است و نيز از كافى روايت ميكنند كه جابر از ابى عبد اللَّه نقل مىكند